تبلیغات
دندانپزشکی 88 تبریز
دندانپزشکی 88 تبریز
قالب وبلاگ

این 6 سال چقدر زود می گذره

یا بهتر بگم این 6 سال گذشت

همکلاسی ها با هم وارد دانشگاه شدن، با هم سر کلاس رفتن، با هم امتحان علوم پایه دادن، با هم وارد بخش ها شدن، با هم یه سری استادهای ثابتی رو دیدن و با هم کتابا و جزوه های ثابتی رو خوندن، با هم امتحان دادن و استرس کشیدن، با هم سر میزای سلف دانشکده غذا خوردن ولی با هم تغییر نکردن، با هم عوض نشدن

یکی از ترس نمره و بخش نشست تا ساعت 1 تو بخش کار کرد، یکی بخشو پیچوند ، یکی کار کرد برا مریضی که هپاتیت داشت و هیشکی براش کار نمی کرد تا دردشو کم کنه، یکی درد بچه ای که می خواست دندونشو بکشه بی خیال شد چون ساعت نزدیک 12 بود و کم مونده بود بخش تموم شه!، یکی هم همه اینا رو انداخت گردن نا کارامد بودن آموزش

بالاخره همه ما با هم بودیم و شدیم یکی های جدا جدا

این 6 سال گذشت.

یکی سرش گرم بی اخلاقی شد و کم کم باخت همه ی اخلاقشو ، یکی یواش یواش قیافش عوض شد یا عوض کرد؟!! یکی خیلی خواست بهش خوش بگذره و خرج کرد همه پاک بودنش رو.

یکی هم سینه سپر کرد و واستاد پای همه چیزایی که قرار بود همه مون واستیم پاش.

خلاصه این 6 سال برا همه مدت یکسانی بود و گذشت. این 6 سال اتفاقی بود که در زندگی ما افتاد و هیچ وقت تا ابد بر نخواهد گشت و به قول قیصر:

اتفاق افتاد

آنسان که برگ آن اتفاق زرد می افتد

اتفاق افتاد

آنسان که مرگ آن اتفاق سرد می افتد

ولی او سبز بود و گرم که افتاد (خوش به حالش)


[ جمعه 30 آبان 1393 ] [ 12:09 ق.ظ ] [ مهدی صادقی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :