تبلیغات
دندانپزشکی 88 تبریز
دندانپزشکی 88 تبریز
قالب وبلاگ

باران خوبی باریده بود و مردم دهکده ی عارفی به شکرانه ی نعمت باران و حاصل خیزی مزارع عصر یک روز آفتابی در دشت مقابل مدرسه ی عارف جمع شدند و به  شادی پرداختند.تعدادی از شاگردان مدرسه عارف هم در کنار او به مردم پراکنده در دشت خیره شده بودند. در گوشه ای دو زوج جوان کنار درختی نشسته بودند و آهسته با یکدیگر  صحبت می کردند. آن قدر آهسته که فقط خودشان دوتایی صدای خود را می شنیدند. در گوشه ای دیگر دو زوج پیر روبه روی هم نشسته بودند و در سکوت به هم خیره شده و مشغول نوشیدن چای بودند. در دوردست نیز زن و شوهری میانسال با صدای بلند با یکدیگر گفت و گو می کردند و حتی بعضی اوقات صدایشان آن قدر بلند و لحن صحبتشان به حدی ناپسند بود که موجب آزار اطرافیان می شد. یکی از شاگردان از عارف پرسید:” آن دو نفر چرا با وجودی که فاصله ی بینشان کم است سر هم داد می زنند؟” عارف پاسخ داد:” وقتی دلهای آدمها از یکدیگر دور می شود انها برا یاینکه حرف خود را به دیگری ثابت کنند مجبورند عصبانی شوند و سر هم داد بزنند. هر چه دلها از هم دورتر و روابط بین انسان ها سردتر باشد، میزان داد و فریاد آنها روی سرهم  بیشتر و بلند تر است. وقتی دلها نزدیک هم باشد، فقط با یک پچ پچ آهسته هم می توان هزاران جمله ی ناگفته را بیان کرد. درست مانند آن زوج جوان که کنار درخت با هم نجوا می کنند. اما وقتی دلها با یکدیگر یکی می شود و هر دو نفر سمت نگاهشان یکی می گردد، همین که به هم نگاه کنند یک دنیا جمله و عبارت محبت آمیز رد و بدل می شود و هیچ کس هم خبر نمی شود. درست مثل آن دو زوج پیر که در سکوت از کنار هم بودن لذت می برند. هر وقت دیدید دو نفر سر هم داد می زنند، بدانید که دلهایشان از هم دور شده است و بین خودشان فاصله ی زیادی می بینند که مجبور شده اند به داد و فریاد متوسل شوند.” 

منبع اصلی: نیم کیلو باش ولی خودت باش!/ سعید گل محمدی/ انتشارات آسیم

[ جمعه 27 تیر 1393 ] [ 01:58 ب.ظ ] [ مهدی رهبر ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :